احمد مجد الاسلام كرمانى

69

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

حاضر نميشد در باره دوستان خود استقامت ورزد ، بلكه مكرر ديده شد كه براى جزئى وجهى از دوستان خود اغماض نميكرد و اينكه با مساوات و صور اسرافيل و چند نفر ناطق زيردست خود تا مدتى راه رفت جهتش همان بود كه املاك سالار الدوله بالتمام يعنى آنچه در اطراف تهران داشت در تصرف او بود و مصرف عايدات آن املاك همين قسم مصارف بود و در چنين حالى باز گاهى به طرف ظل السلطان ميرفت و گاهى از شعاع السلطنه انعامى ميگرفت و شايد اگر در نقشه‌اش پيشرفتى حاصل نميشد سالار الدوله را هم فراموش ميكرد و كار را برحسب اقتضاى وقت و زيادى رشوه مقرر مينمود ، اما با قطع نظر از اين دو عيب در ساير اخلاق كمال تفوق بر اهل اين عصر داشت و حقيقتا مردى صاحب عزم بود و در فراست و ذكاوت و قوت قلب و جرئت سرآمد اقران خود محسوب ميشد و در فصاحت و بلاغت و نطق شخص اول ايران بشمار ميآمد و روى هم رفته مردى لايق و كافى بود . انجمن‌ها و تبعيد ملك بعد از آنكه به آن وضع غير معهود كشته شد ، طرف ترحم عموم مردم ايران و صاحب مقامى بلند و نامى ارجمند در تاريخ تمدن ايران شد و حقيقتا همه وقت بخت و اقبال با او هم‌عنان بود و از بدائت عمرش كه برحسب آنچه خودش براى بنده نقل ميكرد ، هميشه خوش‌بخت بوده . چنانچه در اوائل امر پياده بدهات ميرفته و روضه‌خوانى ميكرده تا آنكه يكى از وعاظ نمره اول مملكت شد و بعد از آن داراى مقام گرديد و ذكرش تا قيامت در تواريخ عالم پايدار ماند و حال آنكه سه روز قبل از وقعه 23 جمادى الاول ، نصف انجمنهاى طهران رأى داده بودند كه تبعيد او و سيد جمال و جهانگير خان مدير صور اسرافيل و سيد محمد رضا مدير مساوات براى آسايش نوعى لازم